اسماعيل ناظم
75
طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )
مىشود . « 20 » و اين از آن جهت است كه فاعل در طبيعيات را منفعل مىدانند و در اين مقام مثالى ذكر كردهاند : هرگاه شخصى در آب سرد انبوه فرورود ، از شخصى كه در آب سرد قليل فرو رود ، احساس سردى بيشترى مىكند ، و اين نه از آن جهت است كه كيفيت در آب انبوه شديدتر است ، بلكه از جهت آن است كه هنگام فرورفتن در آب قليل ، اجزاء آب كه مجاور بدن است در اثر حرارت بدن انسان ، گرما را مىپذيرد و به علت قلّت اجزاء آب ، آن گرمى جبران نمىشود . در نتيجه شخص منغمر در آب احساس سردى كمتر مىنمايد . درحالىكه هنگام فرورفتن در آب انبوه ، اگرچه اجزاء آب كه مجاور بدن شخص است ، در اثر حرارت بدن گرما مىپذيرد ، ولى اجزاء انبوه آب آن حرارت را جبران مىكند و در نتيجه شخص منغمر در آب ، احساس سردى بيشترى مىنمايد و به اين ترتيب شدت را در آب انبوه يا آتش عظيم از ناحيه كيفيت آن نمىدانند ، بلكه شدت را از ناحيه مقدار و كميت آن مىپندارند . دربارهء مثال مورد بحث اشكال ديگرى را مطرح كرده و چنين گفتهاند : اگر بنا باشد اين قاعده صحيح باشد و همواره زيادتى در مقدار چيزى سبب اشتداد در كيفيت آن چيز باشد ، لازم مىآيد كه نسبت برودت آب دريا مثلا با آب قليل همان نسبت عظمت آب دريا با آب قليل باشد . درحالىكه چنين نيست ؛ يعنى هرگز نسبت برودت آب دريا با آب قليل ، برابر نسبت عظمت آن با آب كم نيست . بلكه فاصله بين آن دو نسبت ، بسيار است . ابن سينا در كتاب شفا ، بخش طبيعيات با تفصيلى كه در اين مختصر مجال ذكر آن نيست ، به اين دو اشكال پاسخ داده و از مفاد قاعده دفاع كرده است . بنابراين هرگونه زيادتى در چيزى - كه عبارت است از تغيير در كميت - موجب اشتداد در كيفيت آن چيز مىگردد . بنابراين اگر قاعده را به صورت ديگرى مطرح ، و آن را با تعبير ديگرى ادا كنيم ، خيلى مناسب خواهد بود . يعنى به جاى جملهء « الازدياد فى
--> ( 20 ) . همان ، ص 116 .